احمد على بابائى
65
منتخب نهج البلاغه ( فارسى )
حرص و طمع مردان طمع بدام ذلت افتند * و ز نزد حريص همه گريزان رفتند تنها به طمع نشسته مردان حريص * آرامى زندگى به خود آشفتند الطامع فى وثاق الذل ، ( إلخ ) طمعكار چون اسير و در بند ذلت است ، چنان كه بر طمع خويش از همه دورى مى گزيند و همه نيز از او مى گريزند و هميشه و در همه جا نزد مردم پست به نظر مى آيد و مردم بى اعتنا از او مى گريزند و به تنهايى در طمع و آزمندى خويش باقى خواهد ماند زيرا خود همه را از خويش رانده است و چون در طمع بسر برده حسادت بر ديگران خواهد برد و حسادت به كينه مبدل گشته و از همه بيزار گردد و همين امر سبب شود كه در بند و اسير خوارى و ذلت باشد و انسانى كه بر او اهميت ندهند خوار است و آزمند نيز بر اثر طمع و بخل و حسادت و كينه و دورى از اجتماع و دوستان بر خويش ظلم مىكند و هر آن خوار و پست تر گردد . پس : مردان طمع كار و حريص بدام و بند ذلت افتند و به خوارى خواهند افتاد و از نزد وى همه خلايق از دوست و نزديك و خويشان مى گريزند و از او بروند و او به تنهايى بنشينيد در طمع خويش و از زندگى آرام دور گشته و آشفته نمايد راحتى و آسودگى خود را و تباه گردد زندگى اش بر اثر همان طمع و حرص .